دو شنبه 19 آذر 1397
 
خطایی در انجام عملیات رخ داد
عملیات با موفقیت پایان پذیرفت
آدرس ایمیل نامعتبر است
رمز عبور نامعتبر است
ایمیل و یا رمز عبور شما اشتباه است
جهت فعالسازی ثبت نام خود، به ایمیلی که از طرف سایت برای شما ارسال شده مراجعه و بر روی لینک فعالسازی کلیک نمایید، لطفا در صورتیکه ایمیل در Inbox شما موجود نبود به قسمت Spam مراجعه نمایید.
شما جزء کاربران فعال نیستید
در تولید کد خطایی رخ داد
کاربر
24khabar.com rss 24khabar.com twitter 24khabar.com facebook 24khabar.com instagram
11431153
["خودکشی","طلاق","ازدواج"]
پنج شنبه, 15 آذر 1397 | 13:35

وقتی سیمکارت خواستگارم را به بهانه ای قرض گرفتم،از پیامهای تلگرامش فهمیدم خواستگار دختر دیگری هم هست!

دختر 18 ساله ای که به همراه مادرش به کلانتری آمده بود، از خواستگار سمج خود به جرم ایجاد مزاحمت و سلب آسایش شکایت کرد.

به گزارش خراسان، وی گفت: تحصیلات پیش دانشگاهی را به پایان رسانده بودم که حدود سه ماه قبل به دیدار یکی از هم کلاسی هایم رفتم. من و شهربانو از اول دبیرستان با یکدیگر دوست بودیم اما آن روز پسر جوانی را در خانه آن ها دیدم که شهربانو آن جوان را برادرناتنی خودش معرفی کرد و گفت برادر ناتنی اش برای یافتن شغلی مناسب از مدت ها قبل خارج از کشور رفته بود. وقتی شهربانو با تعجب من روبه رو شد چرا که در طول چند سال گذشته این اولین باری بود که برادرش را می دیدم، ادامه داد به دلیل این که من و آرمان ناتنی هستیم و به خاطر برخی اختلافات خانوادگی او کمتر به منزل ما می آمد.

خلاصه آن روز مادر شهربانو به نوعی ماجرای خواستگاری را پیش کشید و سپس با مادرم تماس گرفت تا قرار خواستگاری را بگذارد. مادرم نیز که ازدواج ناموفقی داشت و از پدرم طلاق گرفته بود خیلی احتیاط می کرد تا من انتخاب درستی داشته باشم و خودم برای آینده ام تصمیم بگیرم.

با وجود این در همان جلسه اول خواستگاری صحبت هایمان گل کرد و احساس کردم من و آرمان وجوه مشترک زیادی داریم و خواسته های هردو نفرمان یکی است. ماه محرم نزدیک بود و قرار شد مراسم عقدکنان را بعد از پایان محرم و صفر برگزار کنیم تا حرمت این دو ماه عزاداری حفظ شود. از سوی دیگر این زمان فرصتی برای آشنایی بیشتر بود. مادرم اجازه داد به صورت تلفنی با آرمان در ارتباط باشم و گاهی نیز به همراه مادرم و آرمان بیرون می رفتیم ولی او مدام در مکالمات تلفنی از یأس و ناامیدی سخن می گفت و به این که سه بار دست به خودکشی زده است، افتخار می کرد.

از طرف دیگر وقتی بیرون می رفتیم به تماس های تلفنی اش جواب نمی داد و با به صدادرآمدن زنگ تلفن، رنگ از چهره اش می پرید. دیگر خیلی به حرکات و رفتارهایش مشکوک شده بودم تا این که روزی به بهانه ای سیم کارتش را امانت گرفتم. آن روز با دیدن پیام عاشقانه یک دختر در تلگرامش دنیا روی سرم خراب شد. باورم نمی شد او با کس دیگری ارتباط داشته باشد. به همین دلیل خودم را به جای آرمان جا زدم و با آن دختر ارتباط برقرار کردم. آن جا بود که فهمیدم حتی در این مدت خواستگاری از من با آن دختر هم ارتباط دارد.

این گونه بود که با «سحر» تماس گرفتم و همه ماجرای خواستگاری آرمان را برایش توضیح دادم او نیز گفت: آرمان با وعده ازدواج با او ارتباط برقرار کرده است به همین دلیل هر دو نفر تصمیم گرفتیم تا پیامک هایی را که آرمان برای ما می فرستد برای یکدیگر ارسال کنیم.

وقتی همه چیز برایم آشکار شد، از مادرم خواستم تا با خانواده آرمان تماس بگیرد و موضوع خواستگاری را منتفی کند. با آن که مادرم بسیار محترمانه و با عذرخواهی پاسخ منفی مرا به آن ها اعلام کرد ولی آرمان دست بردار نیست و مدام برایم ایجاد مزاحمت می کند به طوری که مزاحمت های او موجب رسوایی و آبروریزی شده است و تهدیدم می کند اگر با او ازدواج نکنم خودکشی خواهد کرد.

کد خبرنگاری
163500
تهیه و تنظیم توسط:
آیدین میرزایی
ناشر: 24 خبر | مشاهده جزئیات
کد خبر: 11431153 | منبع: بیتوته | ناشر: 24 خبر | تاریخ نشر: 15 آذر 1397
http://www.24khabar.com/news/11431153/وقتی-سیمکارت-خواستگارم-را-به-بهانه-ای-قرض-گرفتماز-پیامهای-تلگرامش-فهمیدم-خواستگار-دختر-دیگری-هم-هست/