چهار شنبه 26 تیر 1398
 
خطایی در انجام عملیات رخ داد
عملیات با موفقیت پایان پذیرفت
آدرس ایمیل نامعتبر است
رمز عبور نامعتبر است
ایمیل و یا رمز عبور شما اشتباه است
جهت فعالسازی ثبت نام خود، به ایمیلی که از طرف سایت برای شما ارسال شده مراجعه و بر روی لینک فعالسازی کلیک نمایید، لطفا در صورتیکه ایمیل در Inbox شما موجود نبود به قسمت Spam مراجعه نمایید.
شما جزء کاربران فعال نیستید
در تولید کد خطایی رخ داد
کاربر
24khabar.com rss 24khabar.com twitter 24khabar.com facebook 24khabar.com instagram
10143866

انسان شناسی مدرن در ایران معاصر

موضوع: اجتماعی - تاریخ ایران - جامعه شناسی

نویسنده: نعمت الله فاضلی

ناشر: نسل آفتاب

معرفی کتاب:

مقدمه
كتاب حاضر، تلاشی است برای فهم چیستی، چرایی، چگونگی، چالش‌ها و چاره‌ها در انسان‌شناسی ایران از گذشته تا امروز و، در نهایت، تلاش برای توسعة آن از امروز تا فردا. این تلاش با این پیش‌فرض انجام شده كه توسعة تمام دانش‌ها، اعم از علوم دقیقه تا علوم انسانی و اجتماعی، در هر نقطه از جهان، مستلزم فهم و ارزیابی انتقادی، دقیق و مستمرِ وضعیت گذشته و حال و ترسیم هدف‌ها و آرمان‌های آیندة آن است. انسان‌شناسی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
رویكرد غالب در این كتاب، انسان‌شناسیِ انسان‌شناسی است. به این معنا كه در تمام فصول این كتاب، نگارنده تلاش كرده‌ام تا رویكردی درونی به انسان‌شناسی به‌طور عام و انسان‌شناسی به‌طور خاص در ایران داشته باشم. مراد از رویكرد درونی این است كه سعی كرده‌ام از زاویة دید و چشم‌انداز یك كنش‌گر ایرانی كه قریب به دو دهه در اجتماع دانشگاهی و علمی ایران در زمینة علوم اجتماعی و انسان‌شناسی به تحصیل، تدریس و تحقیق مشغول بوده‌ است، تجربة زیسته‌ام را در زمینة انسان‌شناسی توصیف و تحلیل نمایم. همچنین تلاش كرده‌ام تا حد ممكن رویكردی انتقادی به موضوع مورد بررسی‌ام اتخاذ كنم. در این رویكرد، توجه‌ام به توضیح و تحلیل مسائل و چالش‌های این رشته و گفتمان انسان‌شناسی در ایران بوده است. یعنی به‌جای ارائة توصیف‌های خام و كلی از وضعیت این دانش، تلاش كرده‌ام نسبت این دانش با جامعة ایران را توضیح داده و موانع و مشكلات ساختاری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی موجود در زمینة پژوهش و تدریس در این رشته را توضیح دهم. این رویكرد را نگارنده در كتاب ابعاد سیاسی فرهنگ در ایران: انسان‌شناسی، سیاست و جامعه در ایران قرن بیستم (2006) به نحو مبسوط تشریح كرده‌ام. از آن‌جا كه این كتاب به زبان انگلیسی منتشر شده و تاكنون به فارسی ترجمه نشده است، بر آن شدم تا ایده‌هایم در زمینة انسان‌شناسی ایران را به‌ صورت كتاب حاضر در اختیار علاقه‌مندان به حوزة انسان‌شناسی قرار دهم. البته كتاب حاضر كاملاً متفاوت با كتاب مورد اشاره است.
فصل نخست كتاب اگرچه مروری كلی بر تمام تاریخ شكل‌گیری و توسعة انسان‌شناسی در ایران از ابتدا تا عصر حاضر است، اما تمركز عمدة آن بر توضیح و تحلیل متون و منابع انسان‌شناسی ایرانی قبل از عصر كنونی است. در این فصل متون و نوشته‌های انسان‌شناسانه در لابلای متون جغرافیایی، تاریخی، دینی، ادبی و علمی، معرفی و تحلیل شده است. تقریباً این اجماع بین مورخان انسان‌شناسی وجود دارد كه مرحلة نخست شكل‌گیری دانش انسان‌شناسی در تمام ملت‌ها مرهون مورخان، ادبا و سیاحان و جغرافی‌دانان است. محمود روح‌الامینی این مرحله را «مردم شناسی بدون مردم‌شناس» نامیده است. در فصل نخست علاوه بر تشریح این مرحله از انسان‌شناسی ایران، تداوم این سنت انسان‌شناختی توسط ادبا و محققان فرهنگی مانند محمدعلی جمالزاده، جلال آل احمد و مهم‌تر از همه صادق هدایت را توضیح داده‌ام.
فصل دوم كتاب به بررسی انتقادی سنت‌های موجود انسان‌شناسی در ایران اختصاص دارد. نگارنده این سنت‌ها را از منظر نقش و جایگاه آن‌ها در جامعة ایرانِ معاصر دیده و ارزیابی كرده‌ است. از این دیدگاه، سه جریان یا سنت عمدة انسان‌شناسی ایران عبارتند از: سنت انسان‌شناسی اسلامی‌‌ـ ایرانی، انسان‌شناسی دانشگاهی و انسان‌شناسی غیررسمی. در این نوشته بر اساس میزان التزام و توجه انسان‌شناسی به جامعه و فرهنگ ایران، جریان‌های سه‌گانة فوق را به دو دستة «انسان‌شناسی متعهد» و «انسان‌شناسی بی‌هدف» تقسیم كرده‌ایم. آن‌گاه آسیب‌ها و نقدهای وارد بر انسان‌شناسی بی‌هدف و ضرورت‌های جامعة امروز ایران برای توجه به انسان‌‌شناسی به‌عنوان دانش بررسی علمی فرهنگ توضیح داده‌‌ شده است. برجستگی و تأكید اصلی این فصل بر توضیح امتیازات مطالعات انسان‌شناختی ادبای ایرانی از جهت سهم آن‌ها در ارائة دیدگاهی فرهنگی برای شناخت جامعة ایران است. همچنین در این فصل، ضمن نقد و تحلیل وجوه آسیب‌شناختی مطالعات انسان‌شناختی دانشگاهی در ایران، حوزه‌های تخصصی انسان‌شناسی كه از منظر انسان‌شناسان ایرانی مغفول مانده، توضیح داده شده است.
فصل سوم كتاب با عنوان «انسان‌شناسی نوین ایران» به بررسی و معرفی مطالعات اتنوگرافیك یا مردم‌نگارانة نظام‌مند و روش‌مند نوین جامعة ایران اختصاص دارد. این مطالعات ابتدا توسط اروپایی‌ها شكل گرفت و سپس محققان ایرانی آن را توسعه دادند. بخش عمدة این مطالعات به شناخت جامعة عشایری ایران اختصاص دارد، بنابراین سهم چندانی در شناخت كلیت جامعة ایرانی ندارند. این فصل نوشتة برایان اسپونر از انسان‌شناسان امریكایی است كه خود در بین عشایر بلوچستان ایران كار میدانی انجام داده است. در این فصل گزارش نسبتاً كاملی از مطالعات مردم‌نگارانة انسان‌شناسان غیرایرانی حاضر در ایران تا دهة 1980 میلادی را می‌توان مشاهده كرد. از این دهه به بعد، حضور انسان‌شناسان غیرایرانی به علت تحولات ناشی از انقلاب اسلامی كم‌رنگ شده است. طی چند دهة اخیر، بسیاری از مطالعات این انسان‌شناسان منتشر و برخی از آن‌ها نیز به زبان فارسی ترجمه شده است. این مطالعات هرچند ممكن است از نظر ایران‌شناسی یا مطالعات فرهنگی اهمیت چندانی نداشته باشند، اما از منظر تاریخ انسان‌شناسی ایران و نیز از جهت سهم كلی كه در تاریخ انسان‌شناسی دارند، حائز اهمیت است. علاوه بر این، این مطالعات نمونه‌ها‌ی خوبی از شناخت مردم‌نگاری و كارمیدانی در معنای كلاسیك آن است.
فصل چهارم به چالش‌ها و پرسش‌های انسان‌شناسی در ایران اختصاص دارد. اگرچه عنوان فصل اشاره به كلیت انسان‌شناسی دارد، با وجود این، كانون اصلی این فصل تحلیل انتقادی مسائل تولید علم و پژوهش انسان‌شناسی در ایران است. تلاش كرده‌ام با تكیه بر دو دهه تجربه‌های زیستة آموزشی، پژوهشی و مدیریتی در زمینه‌های علوم اجتماعی و به‌خصوص انسان‌شناسی در ایران و، همچنین، با توجه و استفاده از مطالعاتی كه در این زمینه موجود است یا نگارنده انجام داده‌ام، مشكلات پژوهش انسان‌شناختی را در ایران برسی كنم. برای این كار اولاً به دوره‌بندی تاریخی انسان‌شناختی در ایران پرداخته‌ام و سپس مسائل اصلی هر دوره را توضیح داده‌ام. ثانیاً در ابتدای این رویكرد، نظری مطرح كرده‌ام و در آن به برسی انسان‌شناسی ایران به‌مثابه مسئله‌ای انسان‌شناختی پرداخته‌ام. این رویكردی است كه كل این كتاب بر آن استوار شده است. سپس در بخش دوم، دیدگاه‌های موجود دربارة مشكلات انسان‌شناسی در ایران را بیان می‌كنم، و در پایان چالش‌های گفتمانی انسان‌شناسی ایران مورد تحلیل قرار می‌گیرد.
فصل پنجم به تحلیل وضعیت آموزش انسان‌شناسی در ایران اختصاص دارد. مباحث آموزش دانشگاهی كم‌تر موضوع بحث و گفت‌وگوهای محققان مسائل آموزش عالی ایران در طی سال‌های اخیر بوده است. اغلب كسانی كه دربارة مسائل علوم انسانی و اجتماعی سخن می‌گویند به چالش‌های پژوهشی آن یا چالش‌های سیاسی توجه كرده‌اند. در این فصل نگارنده تلاش كرده‌ام تا با بررسی و گردآوری تجارب آموزشی برخی استادان انسان‌شناسی و تجربه‌های عملی آموزشی خودم كه از سال 1370 تاكنون در دانشگاه‌های ایران تدریس می‌كنم، روش‌ها و فنون تدریس انسان‌شناسی و نیز اهداف، كاربردها و موضوعات مهم در تدریس این دانش را معرفی و تحلیل نمایم. در این فصل همچنین برخی راهبردها و روش‌های تدریس انسان‌شناسی فرهنگی و اجتماعی توضیح داده شده است. البته فنون و روش‌ها، استراتژی‌ها، اهدف و موضوعات معرفی شده اگرچه معطوف به رشتة انسان‌شناسی هستند، اما می‌توان این تجارب را تا حدودی حداقل برای تمام رشته‌های علوم اجتماعی نیز به‌كار برد.
فصل ششم به معرفی و نقد مطالعات فرهنگ مردم در ایران از ابتدای پیدایش این مطالعات (در آغاز قرن بیستم) به امروز اختصاص دارد. بخش اعظم مطالعات انسان‌شناسی در ایران به گردآوری فرهنگ مردم یا فولكلور اختصاص دارد. هدف ما از بررسی انتقادی تجزیه و تحلیل مفروضات نظری معرفت‌شناسانه و روش‌شناسانه ازمنظر انسان‌شناسی و، چگونگی كاربرد فنون گردآوری اطلاعات و شیوه‌های تجزیه و تحلیل آن‌هاست. استدلال كلی این فصل این است كه در طی یك صد سال گذشته، جامعة ایران تحت‌تأثیر فرایندهای تحولی مانند شكل‌گیری دولت‌ مدرن، سیاست‌ها و برنامه‌های نوسازی فرهنگی و اجتماعی، شكل‌گیری و گسترش دانش‌های مدرن ازجمله علوم اجتماعی و انسان‌شناسی و گسترش روابط و مبادلات ایران و غرب و به‌خصوص تحت‌تأثیر مطالعات شرق‌شناسان، حوزة مطالعات انسان‌شناسی و فرهنگ عامه در ایران شكل‌گرفته و گسترش‌یافته است. اگرچه این مطالعات تا حدودی روند تكاملی طی كرده و امروزه نسبت به گذشته از انسجام، روایی و اعتبار علمی بیش‌تری برخوردارند، اما از كاستی‌های بسیاری رنج می‌برند كه برای توسعة این مطالعات باید به نقد مبانی روش‌شناختی و معرفت‌شناختی آن‌ها پرداخت. در عین‌حال این مطالعات تاكنون مجموعه‌ای از دستاوردهای مهم در زمینة این دانش در ایران داشته‌اند كه باید نسبت به آن‌ها وقوف و خودآگاهی داشت. این فصل تلاش می‌كند تا این دو مهم را به‌دست دهد.
فصل هفتم به تبیین نسبت‌های بین انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی اختصاص دارد. مطالعات فرهنگی دانش نسبتاً نوپایی است كه مدعی مطالعة فرهنگ حوزة شناخته شدة انسان‌شناسی را دارد. در عین‌حال این دانش نوپا به‌مثابه دانش میان‌رشته‌ای، از یك‌سو تمام دانش‌های اجتماعی ازجمله انسان‌شناسی را از نظر روش‌شناختی و معرفت‌شناختی به چالش كشیده و، از سوی دیگر، انسان‌شناسی نیز طی سه دهة گذشته دستخوش تغییرات گسترده‌ای از نظر قلمرو فعالیت و ظهور رویكردهای تازه بوده است. در این فصل، تلاش شده تا این تحولات را تحلیل كرده و نسبت انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی را توضیح دهیم.
فصل هشتم به تحلیل گفتمان بومی‌سازی به‌مثابه مهم‌ترین بحث چالش‌برانگیز و معماگونة علوم اجتماعی و انسان‌شناسی در تمام جوامع غیرغربی و ازجمله ایران اختصاص دارد. این فصل، بررسی و تحلیل گفتمان از آرا و دیدگاه‌های مختلف در زمینة بومی‌سازی علوم اجتماعی و انسان‌شناسی در ایران است. هدف اصلی این بررسی، بیان اجمالی نحله‌های مختلف در زمینة بومی‌سازی و نقد آن‌ها و، ارائة یك دیدگاه متفاوت برای فهم بومی‌سازی براساس تفكیك مفهومی بومی‌سازی است.
رویكرد من در این بررسی بر مبنای مطالعات فرهنگی است. در این رویكرد، تبیین موضوعات از نظر پیوندهای مختلف بین قدرت و فرهنگ اهمیت دارد. بنابراین تلاش كرده‌ام تا با تفكیك مفاهیم مختلف در گفتمان بومی، مانند بومی‌بودن، بومی‌شدن، بومی‌سازی، بومی‌گرایی و بومی‌نگری وجوه قدرت آشكار و پنهان در گفتمان بومی را توضیح دهم و به‌جای موضع‌گیری مبتنی بر نفی یا اثبات آن، نشان دهم كه در معنایی می‌توان به فرایند بومی‌سازی علوم اجتماعی پرداخت. برای تدوین این فصل، عمدتاً به مباحثی كه در دو همایش تخصصی در زمینة بومی‌سازی علوم اجتماعی در ایران برگزار شد تكیه كرده‌ام. همایش نخست در روز 25 اسفند 1385 در «كنگرة ملی علوم انسانی: وضعیت امروز، چشم‌انداز فردا» توسط پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در تهران برگزار شد. در این كنگره، یك نشست تخصصی ویژة بومی علوم اجتماعی تشكیل شد كه در آن بیست تن از محققان علوم اجتماعی از ایران شركت داشتند. دومین همایش در 8 خرداد 1386 با نام «علم بومی و علم جهانی: امكان یا امتناع؟ یادمان پروفسور سید حسین عطاس» بود كه انجمن جامعه‌شناسی ایران آن را برگزار كرد. نگارنده در هر دو همایش مشاركت داشتم و براساس یادداشت‌هایی كه از سخنرانی‌های این همایش‌ها برداشتم و همچنین رجوع به خلاصة مقالات همایش دوم، این فصل را تدوین كرده‌ام. علاوه بر این، به منابع لازم در این زمینه یعنی متونی كه به بحث بومی‌سازی علوم اجتماعی پرداخته‌اند تا حد ممكن رجوع كرده‌ام. به‌هرحال، این بررسی داعیة آن را ندارد كه ضرورتاً تمام ایده‌های مطرح در گفتمان بومی‌سازی در ایران را بازخوانی و بازاندیشی كرده است.
فصل نهم ترجمه‌ای است از گزارشی توصیفی از وضعیت انسان‌شناسی در دانشگاه‌های جهان عرب. نویسندة این گزارش خود استاد انسان‌شناسی در دانشگاه‌های عربی است و سال‌هاست كه به تدریس این حوزه مشغول است. ارزش این فصل ارائة بینشی تطبیقی از وضعیت انسان‌شناسی در ایران با كشورهای نسبتاً مشابه ماست. این فصل نشان می‌دهد كه مشكلات پژوهشی و آموزشی این رشته در ایران و كشورهای عربی، كم‌و‌بیش مشابه است، اگرچه در برخی زمینه‌ها مانند انتشار نشریات علمی، تشكیل انجمن‌های حرفه‌ای و توسعة این رشته، ایران وضعیت مطلوب‌تری دارد.
فصل دهم به موضوعی نسبتاً متفاوت از بحث‌های گذشته اختصاص دارد. در این فصل به بررسی نقش فردیت و خلاقیت در انسان‌شناسی و، از منظری عام‌تر، علوم اجتماعی پرداخته‌ایم. در این فصل دیدگاهی كاملاً متفاوت در زمینة كاركرد اجتماعی علوم اجتماعی ارائه شده و به‌جای تأكید بر كاربردهای ابزاری و اقتصادی این علوم، به نقش این دانش‌ها در زندگی فردی، تولید لذت، فضیلت و سرمایة فرهنگی كنش‌گران این رشته توجه شده است. به اعتقاد نگارنده، حلقة مفقودة علوم اجتماعی ایران، كنش‌گران علوم اجتماعی در كلیت فرایند آن‌هاست.
فصل یازدهم به بررسی نسبت بین انسان‌شناسی و مدرنیتة ایرانی اختصاص دارد. این فصل خلاصه‌ای از رویكرد نگارنده نسبت به انسان‌شناسی در ایران است كه در كتاب ابعاد سیاسی فرهنگ در ایران: انسان‌شناسی، سیاست و جامعه در ایران قرن بیستم (2006) تبیین شده است. در این فصل تلاش كرده‌ام نشان دهم كه چگونه تحولات سیاسی یك قرن اخیر ایران مانند انقلاب مشروطه، روی كار آمدن خاندان پهلوی و انقلاب اسلامی، بر انسان‌شناسی در ایران و عمل‌كرد و توسعة آن تأثیر گذاشته است.
این كتاب نخستین كتابی است كه به‌طور مستقل و انتقادی به بررسی تاریخ تكوین و توسعة انسان‌شناسی در ایران در ابعاد گوناگون آموزشی و پژوهشی می‌پردازد. پیش از این مقالات و كتاب‌هایی در این زمینه منتشر شده است، اما منابع و متون موجود به بررسی حوزة خاصی مثلاً مطالعات فرهنگ مردم اختصاص دارند و، اغلب جنبة توصیفی و ارائة گزارش تاریخی دارند. ناگفته پیداست كه در این كتاب نیز جنبه‌های بسیاری از وجوه انسان‌شناسی ایران بررسی نشده است كه نیازمند بررسی هستند. برخی از این ابعاد عبارتند از: مطالعات انسان‌شناختی ایرانیان مهاجر، موزه‌های انسان‌شناسی، بررسی جامع تاریخ مطالعات فرهنگ مردم و مطالعات انسان‌شناسی روستایی ایران. اگرچه در این كتاب موضوعات مذكور به‌ صورت جسته و گریخته و گاه مبسوط اشاره شده است، اما تحلیل و شناخت این موضوعات همچنان نیازمند بررسی‌های مستقل و جداگانه است.
در پایان لازم از جناب آقای علیرضا جاوید كه زمینة انتشار این كتاب را فراهم كردند و با دقت و حوصله آن را ویرایش نموده و متن را از نظر سبك نگارش منسجم و یك‌دست كردند صمیمانه تشكر و تقدیر مینمایم. از مدیریت انتشارات نسل آفتاب برای انتشار كتاب تشكر قلبی می‌كنم. همچنین لازم از جناب آقای دكتر محمد فاضلی كه در نگارش فصل دوم این كتاب با نگارنده مشاركت داشتند قدردانی نمایم.
نعمت‌الله فاضلی
مهر 1388

فهرست:

فهرست
مقدمه
فصل اول: سیر تاریخی انسان‌شناسی غیر‌دانشگاهی در ایران 19
مقدمه ، انسان‌شناسی‌ در گذشته ،ویژگی‌های مردم‌شناختی متون دورة ماقبل‌علمی 23
تحقیقات فرهنگ عامه ، صادق هدایت 36
فصل دوم: مروری انتقادی بر سیر انسان‌شناسی در ایران 45
سنت‌های انسان‌شناسی ایران 49
نگاه مردم‌شناختی محمدعلی جمالزاده 50
چشم‌انداز مردم‌شناختی صادق هدایت 55
انسان‌شناسی جلال آل احمد 58
انسان‌شناسی دانشگاهی 60
بررسی انتقادی عملكرد انسان‌شناسی ایران 61
انسان‌شناسی و عرصه‌های نوین 64
انسان‌شناسی بوم‌شناختی 67
انسان‌شناسی اقتصادی 68
انسان‌شناسی فمنیستی 68
انسان‌شناسی حقوقی 69
انسان‌شناسی تأویلی‌ـ تفسیری 69
انسان‌شناسی پزشكی 70
انسان‌شناسی موزه 71
فصل سوم: انسان‌شناسی نوین ایران و مطالعات انسان‌شناسان غیرایرانی 73
توسعة نهادی 85
فصل چهارم: چالش‌ها و پرسش‌های انسان‌شناسی در ایران 89
مقدمه 89
انسان‌شناسی ایران به‌مثابه مسئله‌ای انسان‌شناختی 91
مشكلات انسان‌شناسی ایران 98
چالش‌های و پرسش‌های گفتمانی و پژوهشی انسان‌شناسی 104
فصل پنجم: روش‌ها، راهبردها و مسائل آموزش
انسان‌شناسی در ایران 111
مقدمه 111
طرح مسئله 113
چرا تدریس كنیم؟ 120
چه ‌چیزی را تدریس كنیم؟ 126
چگونه تدریس كنیم؟ 129
فنون و استراتژیهای آموزش انسانشناسی 139
نتیجه 142
فصل ششم: بررسی انتقادی مطالعات فرهنگ مردم در ایران 145
فصل هفتم: پیوندها و گسست‌های مطالعات فرهنگی و انسان‌شناسی 153
طرح یك مشكل: نزاع بر سر مطالعات فرهنگی 153
نزاع بر سر فرهنگ 157
تحول انسان شناسی به سوی مطالعات فرهنگی 160
تحول پارادایمی آموزش انسان‌شناسی 162
انسان‌شناسی تفسیرگرا، انسان‌شناسی پست‌مدرن
و مطالعات و مطالعات فرهنگی 164
مردم‌نگاری و مطالعات فرهنگی 167
خود‌ـ انسان‌شناسی و مطالعات فرهنگی 171
فصل هشتم: بومی‌سازی علوم اجتماعی و انسان‌شناسی در ایران 177
مقدمه 177
مسئلة بومی 178
شالوده‌شكنی گفتمان بومی 183
بومی‌سازی و قدرت 188
بومی‌شدن 189
بومی‌بودن 190
بومی‌گرایی 190
بومی‌سازی 191
بومی‌نگری 191
نتیجه 191
فصل نهم: وضعیت علوم اجتماعی و انسان‌شناسی
در جهان اسلام و دانشگاه‌های عرب 195
ساختار آموزش در دانشگاه‌های كشورهای عربی 196
علوم اجتماعی در دانشگاه‌های كشورهای عرب 199
انسان‌شناسی در دانشگاه‌های جهان عرب 202
انسان‌شناسی بومی 208
فصل دهم: بازاندیشی، خلاقیت و فردیت: راهی برای شكوفایی
نظری علوم اجتماعی و انسان‌شناسی در ایران 211
مقدمه 211
علوم اجتماعی راهی برای تحقق خود 216
علوم اجتماعی به‌مثابه سرمایة فرهنگی 219
علوم اجتماعی به‌مثابه هنر 221
علوم اجتماعی: بینش زیستن در جامعه مدرن 227
علوم اجتماعی راهی برای تقویت تخیل اجتماعی 229
چگونه به ارزش‌های فردی علوم اجتماعی آگاه شویم؟ 230
فصل یازدهم: انسان‌شناسی و مدرنیتة ایرانی 233
انسان‌شناسی و ظهور رضا شاه پهلوی 245
انسان‌شناسی در دورة محمدرضا پهلوی 248
انسان‌شناسی و تحولات آن بعد از انقلاب اسلامی 250
كتاب‌شناسی 261
نمایه 273

کد خبرنگاری
240125
تهیه و تنظیم توسط:
مسعود
ناشر: 24 خبر | مشاهده جزئیات
کد خبر: 10143866 | منبع: خورشید | ناشر: 24 خبر
http://www.24khabar.com/news/10143866/انسان-شناسی-مدرن-در-ایران-معاصر/